روزهای آخر
همیشه حق انتخابی هست بین بد و بدتر.... و من تصمیم گرفتم با بدتر روبرو بشم, چشم در چشم. هر چه بادا باد! امسال هم تموم شد با همه ی خوبیها و بدیهاش !خیلی ها رفتن و خیلی ها هم اومدند. اما رسم زندگی همینه، باید لبخند زد وگذشت. سال نو مبارک. عاقبت به تنهایی خو گرفتم! منم و خاطراتِ روزهایی خوش آرام سبک و بی دغدغه. قرارمون در خوابها و رویاهای شبانه دیدارمون به قیامت خوش گذشت! عشق جاریت میکنه مثل آب گرمت میکنه مثل آفتاب سبزت میکنه مثل سرو لطیفت میکنه مثل ابر اما...... لعنت به هر چی فاصله است! عقل وعشق... این دو یار ِ قدیمی، سالهاست با همند و گاهی در مقابل هم. اما تکلیف من چیست که ما بین این دو گرفتار شدم؟؟؟؟؟ به هر سمتی می روم دیگری نهیبم میزند! تنهایی، قصه روزگارِ ماست. تنهایی، انعکاسِ سایه کش دار من است بر سنگفرش خیابان، در غروب پاییزی که بوی چوب می دهد و آتش.
